فريد الدين العطار النيسابوري

164

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

عشوهء ابليس از تلبيسِ توست * در تو ، يك يك آرزو ، ابليسِ توست گر كنى يك آرزوىِ خود تمام * در تو صد ابليس زايد و السّلام . » گلخنِ دنيا كه زندان آمده‌ست * سر به سر اقطاعِ شيطان آمده‌ست دست از اقطاعِ او كوتاه دار * تا نباشد هيچ كس را با تو كار . الحكاية و التمثيل غافلى شد پيشِ آن صاحبْ چله * كرد از ابليس بسيارى گله گفت « ابليسم زد از تلبيس راه * كرد دين بر من به طرّارى تباه . » مرد گفتش « اى جوامردِ عزيز * آمده بُد ، پيش ازين ، ابليس نيز مشتكى بود از تو و آزرده بود * خاك از ظلمِ تو بر سر كرده بود گفت دنيا جمله اقطاعِ من است * مردِ من نيست آن كه دنيا دشمن است تو بگو او را كه عزمِ راه كن * دست از دنياىِ من كوتاه كن من به دينش مىكنم آهنگ سخت * زان كه در دنياىِ من زد چنگ سخت هر كه بيرون شد ز اقطاعم تمام * نيست با او هيچ كارم و السّلام . »